محمد غازي ملطيوي

8

روضة العقول ( فارسى )

ما للكركىّ لا يتصقّر و البغاث لا يتنسّر ، خلايق از اين پس در حضانهء انصاف ما مرفّه خواهند بود و كافّهء جمهور در حريم انتصاف ما ترفّل خواهند نمود ، و از بوارق هيبت حضرت همايون حصّنها اللّه طوارق ظلم و بوايق حيف زايل خواهد گشت . چه شمول عدل ما به حدّى خواهد رسيد كه مورچه محتاج لا يَحْطِمَنَّكُمْ نگردد . و اميد است به توفيق بارى جلّت قدرته كه قواعد مردود و رسوم نامحمود كه بعد سلاطين منصف و ملوك مشفق ظالمان اطراف و [ جبّا ] ران اكناف نهاده‌اند ، به ذريعت معدلت خويش از صحيفهء عالم [ b 8 ، P ] و صحايف خواطر اولاد آدم محو گردانيم ، و بنيان رأفت خلايق را چنان مرصوص فرماييم كردن كه رياض رضاى خاصّ و عام از آن مرتوى گردد ، و ضماير خلايق به محبّت و مودّت ما مشعوف شود و به اختيار خويش مشايعت را ميان بندند و مطاوعت را واجب شناسند . و اصحاب اغراض و ارباب اعتراض ، به وفور عدل ما اقرار كنند ، و رفاعت خويش در ضراعت ارادت ما دانند . شعر لنا خلق على ألايّام يصفو * كما رقّت على الزّمن العقار در اين استقلال كه اقبال ما مهّم خواهد داشت و در اين استبداد كه عرض عزيز ما از تأييد الهى استنجاد خواهد كرد ، قريحت پاك ما را رنجى تمام است و ذات همايون را شدّتى بغايت . امّا چون معلوم است كه اگر قمر سمّ عقرب را تجرّع ننمودى از حراثت ثور تمتّع نيافتى ، و اگر عطارد يونس‌وار به التقام حوت راضى نشدى ، [ a 9 ، P ] در رياض سنبله رفاهت نيافتى ، و اگر زهره از داس سنبله قذى ديده نساختى بر پشت حوت از تلاطم امواج نكبت نرستى ، و اگر مهر خود را در كفّهء ميزان ننهادى قيمت او از حمل نيفزودى ، و اگر مريخ به كژروى سرطان رضا ندادى از جدى استقامت احوال نديدى ، و اگر مشترى از سرو [ ى ] بزغاله احتراز نمودى ، به ارفاق سرطان اختصاص نيافتى ، و اگر زحل از قصد حمل